<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات علوم محیط زیست</title>
    <link>https://www.jess.ir/</link>
    <description>مطالعات علوم محیط زیست</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی کارایی حذف فنانترن و پایرن توسط بیوراکتور نوآورانه بیوفیلم مولد آنزیم دی اکسیژناز سودوموناس پوتیدا مهندسی ژنتیک شده</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_201910.html</link>
      <description>امروزه آلودگی محیط زیست به مواد آروماتیک حلقوی بواسطه استفاده این مواد در صنایع مختلف منجر به مشکلات جدی شده‌‌است. فنانترن و پایرن از جمله این گروه مواد بوده که اثرات نابهنجاری بر محیط زیست و سلامتی موجودات ایجاد می‌کنند. صرف هزینه زیاد و معضلات تکنیکی روش‌های معمول برای حذف این ترکیبات حلقوی منجر به استفاده از روش‌های بیولوژیک توسط باکتری‌های مهندسی شده، به عنوان گزینه‌ای اقتصادی و سازگار با محیط زیست شده‌است. برای انجام این آزمایش، در ابتدا 36 بیوراکتور با بستر مدیا پلاستیکی با محلول محیط کشت لاکتوز براث تلقیح، ساخته‌شد که 18 بیوراکتور دارای باکتری مهندسی ژنتیکی شده و 18 بیوراکتور دارای باکتری مهندسی ژنتیکی نشده‌بودند. سپس مواد آروماتیک پایرن و فنانترن با غلظت‌های مختلف (۱۰و۵۰ و۱۰۰ ppm) به بیوراکتورها اضافه شدند.در طی اضافه شدن محلولهای فوق pH هر بیوراکتور به کمک سدیم هیدروکسید و هیدروکلریک اسید0/1 نرمال تنظیم شد به طوری که بیوراکتورها دارای 3 pH مختلف 3و 7و 9 بودند. در آخر مقادیر غلظت باقی‌مانده مواد آروماتیک پایرن و فنانترن توسط دستگاه کروماتوگرافی مایع (HPLC) اندازه‌گیری‌شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد بین راندمان حذف مواد آروماتیک توسط دو گروه باکتری مهندسی و غیر مهندسی سودوموناس پوتیدا تفاوت معنی‌داری مشاهده‌ می‌شود و تخریب زیستی فنانترن و پایرن توسط بیوراکتور حاوی باکتری مهندسی ژنتیکی شده سودوموناس پوتیدا بسیار بیشتر از باکتری غیر مهندسی شده سودوموناس پوتیدا می‌باشد. بنابراین می‌توان ازاین باکتری در تخریب زیستی غلظت‌های متفاوت آلاینده‌های فوق و پاکسازی محیط زیست استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاثیر فعالیت کارخانه آسفالت عمران و تولیدی خاصه بر کیفیت هوای منطقه- مطالعه موردی استان زنجان</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_239033.html</link>
      <description>آلودگی هوا در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی در کشور ایران تبدیل شده است و صنایع نقش بسزایی در ایجاد این معضل دارند. پژوهش حاضر به سنجش و الگوی انتشار آلاینده‌های هوا از کارخانه آسفالت عمران خاصه- شهرستان خرمدره، استان زنجان پرداخته است. فعالیت این صنعت موجب احساس نارضایتی و شکایاتی از جانب روستای مجاور شده است. غلظت آلاینده‌های اصلی و معیار (CO، NO، NO2، SO2، NOx و TSP) منتشر شده از دودکش و در ارتفاع تنفسی (محل کار کارگران) در این صنعت مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. با استفاده از مدل مورد تایید سازمان حفاظت محیط‌زیست آمریکا، SCREEN3، غلظت آلاینده‌ها تا فاصله 5 کیلومتری و در کلاس‌های مختلف پایداری جوی محاسبه شد. همچنین مقادیر بیشینه مجاز انتشار در صنایع این گروه برای درک بهتر وضعیت انتشار بررسی شده است. نتایج این بررسی نشان داد غلظت آلاینده‌های گازی در محل کارخانه نزدیک به صفر، غلظت ذرات معلق سایز 5/2 در محدوده 662/0-003/0 و غلظت ذرات معلق سایز 10 در محدوده 342/2-005/0 میلی‌گرم بر مترمکعب اندازه‌گیری شد. در همه موارد و برای همه آلاینده‌ها، بیشینه غلظت در کلاس‌های مربوط به شرایط ناپایدار (A تا C) در نزدیکی دودکش و برای شرایط پایدار (E و F) در فواصل دورتری از دودکش (2141 -3538 متری) رخ می‌دهد. در مقابل، کلاس‌های پایدار باعث می‌شوند رقیق‌سازی در فواصل ابتدایی رخ ندهد و مقادیر بالایی از غلظت تا فاصله دورتری از دودکش ادامه یابند و در این موارد احتمال انتقال آلودگی به مناطق مسکونی مجاور افزایش می‌یابد. در مجموع و براساس نتایج خروجی مدل انجام شده، این صنعت خطر جدی از منظر آلودگی هوا برای روستای پالاس ندارد ولی کارگران شرکت در مواردی با غلظت‌های بالای ذرات معلق مواجه هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی جامع شاخص‌های آلودگی در خاک‌های کشاورزی اطراف رودخانه زاینده رود در اصفهان</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_239037.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی غلظت فلزات‌سنگین روی، مس، کادمیوم، نیکل و سرب در خاک زمین‌های کشاورزی اطراف رودخانه زاینده‌رود در اصفهان انجام شد. منطقه مورد مطالعه شامل محدوده‌های کشاورزی همجوار رودخانه زاینده‌ رود در اصفهان و رسوبات رودخانه زاینده رود در محدوده دشت کوهپایه سجزی و گاوخونی است. نمونه برداری خاک حداقل از 108 نقطه از رسوبات رودخانه در منطقه پایین دست زمین‌های کشاورزی در محدوده دشت کوهپایه-سجزی-گاوخونی انجام گرفت. در این پژوهش به ارزیابی آلودگی خاک با استفاده از شاخص‌های آلودگی شامل: فاکتور غنی‌شدگی، شاخص زمین‌انباشتگی، فاکتورآلودگی و خطر اکولوژیکی پرداخته شد. میانگین شاخص ژئوشیمیایی برای پنج فلز 126/0 اندازه‌گیری شدکه در کلاس یک یعنی غیر آلوده قرار دارد. میانگین شاخص خطر اکولوژیکی برای پنج فلز اندازه‌گیری شده 925/13 محاسبه شد. که کمتر از 40 است و خطر اکولوژیکی کم را نشان می‌دهد. میانگین شاخص ضریب‌ آلودگی برای پنج فلز اندازه‌گیری شده 0235/2 محاسبه شد که ضریب‌آلودگی متوسط را نشان می‌دهد. میانگین شاخص ضریب غنی‌شدگی برای پنج فلز اندازه‌گیری شده 242/2 محاسبه شد. نتایج نشان داد که سطح آلودگی فلزات‌سنگین در خاک‌های کشاورزی در اطراف رودخانه در بیشتر موارد در اندازه‌ای نیست که نگرانی جدی ایجاد کند. ادامه پایش کیفیت خاک و همچنین ارزیابی اثرات زیست ‌محیطی فعالیت‌های کشاورزی و صنعتی در این منطقه برای حفظ محیط و سلامت خاک ضروری به نظر می‌رسد. این مطالعه می‌تواند به عنوان مبنایی برای تحقیقات آینده در زمینه مدیریت آلودگی خاک در نواحی کشاورزی عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر اثربخشی دولت بر شدت انتشار کربن صنعت برق در چارچوب منحنی زیست محیطی کوزنتس: مطالعه موردی کشور ایران</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_239051.html</link>
      <description>در مسیر رسیدن به توسعه پایدار، توجه به پیامدهای زیست محیطی فعالیت‌های تولیدی، صنعتی و عمرانی نه یک انتخاب لوکس بلکه یک ضرورت حیاتی است. بدین منظور و با توجه به اینکه صنعت برق ایران متکی به سوخت‌های فسیلی برای تولید برق می‌باشد. این مطالعه در نظر دارد در چارچوب منحنی زیست محیطی کوزنتس عوامل تاثیر گذار بر شدت انتشار کربن صنعت برق ایران را بررسی نماید بدین منظور با استفاده از روش ARDL طی دوره بازه زمانی 1379 الی 1402 به بررسی این موضوع می‌پردازد. نتایج و یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد ایران در مرحله اول منحنی کوزنتس قرار داشته و اثر بخشی دولت به عنوان متغیر کلیدی، نقشی برجسته در انتشار کربن این صنعت دارا می‌باشد. در ادامه با توجه به اهمیت موضوع از طریق به کارگیری سیستم‌های پویا طی بازه زمانی 1379 الی 1450 و ایجاد حلقه‌های علی و معلولی مدل تجربی توسعه یافته است. یافته‌های این بخش از تحقیق نشان می‌دهد موثرترین سناریو از بین سناریوهای اعمال شده سناریو همزمان افزایش رشد اقتصادی و بهبود کارایی دولت می‌باشد که می‌تواند علاوه بر کاهش انتشار توسعه ای پایدار را رقم زند. همچنین توصیه سیاستی‌ای که در این مطالعه می‌تواند مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد آن است که دولت با ارتقای کارآمدی و اصلاح ساختار نهادی بخش برق، اجرای سیاست‌های نظارتی و قیمت‌گذاری صحیح و واقعی‌سازی قیمت برق، همراه با حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، زمینه اصلاح الگوی مصرف را فراهم کند که در نتیجه آن شدت انتشار این بخش کاهش یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کیفیت محیط زیست در مدل رمزی با در نظر گرفتن اثرات جانبی زیست‌محیطی: مطالعه موردی ایران تحت سیاست‌های کلی محیط زیست</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_239320.html</link>
      <description>نقش کیفیت محیط زیست به عنوان یک کالای عمومی در مدل‌های اقتصاد کلان پویا در طول دو دهه گذشته زمینه بسیاری از تحقیقات و مطالعات را به خود اختصاص داده‌ و دولت‌ها همواره به دنبال آن هستند که بتوانند با وضع مالیات‌های زیست‌محیطی بر آثار جانبی فعالیت‌های اقتصادی، اثرات مخرب این فعالیت‌ها را از بین برده و از تخریب محیط‌زیست جلوگیری کنند. در این میان، با توجه به تمرکز کم محققان به مدل‌های رمزی و توسعه این مدل‌ها و استفاده از این مدل‌ها برای اقتصادهای چون اقتصاد ایران که به عنوان یک محدودیت می‌باشد، این تحقیق با طراحی یک مدل‌ رمزی با شرایط خاص، به بررسی ویژگی‌های بلند مدت یک مدل تعادل عمومی تصادفی پویا برای یک اقتصاد رمزی با فرض نیروی کار درون‌زا در حضور اثرات جانبی زیست محیطی منفی برای اقتصاد ایران می‌پردازد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است در یک مدل رمزی با وجود اثرات جانبی محیط زیستی، وضع مالیات را به عنوان یک سیاست به دنبال خواهد داشت که در اینجا مالیات بر سرمایه در بلند مدت وضع خواهد شد. علاوه بر این، درونزا بودن نیروی‌کار، منجر به ایجاد کانال ارتباطی بین مصرف و نیروی کار شده که جایگزینی بین مصرف و نیروی‌کار را ایجاد می‌نماید. اضافه بر این، انتخاب و جایگزینی مصرف بین دوره‌ای در این مدل، حاکی از جانشینی مصرف بین مصرف امروز و آینده است که این از دیگر نتایج این مدلسازی می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تحلیل روند توسعه برند سبز و پیش بینی آینده</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_239322.html</link>
      <description>هدف: توسعه‌ی برند سبز در حوزههای مختلف از چه الگویی پیروی میکند و در آینده روند رشد آنها چگونه خواهد بود؟ روش: تحقیق حاضر از نظر هدف "کاربردی" علم‌سنجی است. جامعه‌ی آماری شامل کلیه‌ی اسنادی است که تاکنون در حوزههای مختلف برند سبز در پایگاه اسکوپوس منتشر شده است. نمونه‌ی آماری تحقیق کلیه‌ی اسنادی علمی است که از سال 2000 تا 2024 در مورد برند سبز در پایگاه استنادی اسکوپوس در 5 سرگروه برند‌سبز نمایه شده‌اند. روش: مدلسازی سریهای زمانی به روش باکس- جنکینز و آزمونهای نیکویی برازش به کمک معیارهای اطلاع آکائیکه و بیزی از جمله روشهای مورد استفاده هستند برای انجام این تحلیلها از بسته‌ی (forecast)در نرم افزار آماری R استفاده شده است. دستاوردهای پژوهش:با توجه به انتشارات پایگاه اسکوپوس بازرگانی، مدیریت و حسابداری با حدود 33 درصد بیشترین سهم و علوم کامپیوتر با حدود 11 درصد کمترین سهم از تعداد کل انتشارات بودند. علوم اجتماعی با 66/141 درصد بیشترین و مهندسی با 26/35 درصد کمترین میزان رشد را طی ده سال آینده به خود اختصاص خواهند داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر آموزش واحدهای روغن‌کشی زیتون بر کمیت و کیفیت روغن تولیدی و رضایت‌مندی باغداران در شهرستان رودبار</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_239389.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ارزیابی تأثیر آموزش‌های ارائه‌شده توسط واحدهای روغن‌کشی زیتون بر کمیت و کیفیت روغن تولیدی و نیز بررسی رضایت‌مندی باغداران شهرستان رودبار است. این مطالعه طی سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ با طراحی مقایسه‌ای و بر پایه دو گروه هدف (آموزش‌دیده) و شاهد (فاقد آموزش) انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت طبقه‌ای و تصادفی ساده از میان مراجعه‌کنندگان چهار واحد فعال روغن‌کشی انجام گرفت و در مجموع 243 باغدار مورد بررسی قرار گرفتند. محتوای آموزشی در تمام واحدها یکسان و شامل زمان بهینه برداشت، نحوه صحیح حمل‌ونقل و نگهداری میوه و اصول اولیه فرآیند روغن‌کشی بود. کمیت روغن با شاخص عملکرد در هکتار و کیفیت روغن با اندازه‌گیری اسیدیته و عدد پراکسید سنجیده شد. رضایت‌مندی باغداران نیز با استفاده از پرسشنامه استاندارد سروکوال در پنج بعد اعتماد، پاسخگویی، همدلی، امنیت و ملموسات ارزیابی شد. نتایج نشان داد که آموزش‌ها تنها در واحد روغن‌کشی باغداران منجر به کاهش معنی‌دار عدد پراکسید و بهبود نسبی کیفیت روغن شده است، در حالی که تغییر معنی‌داری در میزان اسیدیته مشاهده نشد؛ امری که می‌تواند ناشی از وابستگی بیشتر اسیدیته به شرایط برداشت و آسیب‌دیدگی میوه در باغ باشد. برداشت زودتر میوه در گروه آموزش‌دیده که در راستای توصیه‌های آموزشی و با هدف ارتقای کیفیت روغن انجام شد، موجب کاهش خفیف عملکرد روغن در واحد سطح گردید و بیانگر وجود مبادله آگاهانه بین کمیت و کیفیت است. تحلیل شکاف کیفیت خدمات بر اساس مدل سروکوال نشان داد که در هر پنج بعد، شکاف منفی و معنی‌دار بین سطح عملکرد و سطح انتظار باغداران وجود دارد که بیشترین آن مربوط به بعد پاسخگویی است. این نتایج بیانگر ضعف در اطلاع‌رسانی، تعامل و مسئولیت‌پذیری واحدهای روغن‌کشی در قبال باغداران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی شدت بیابان‌زایی با تاکید بر شاخص فرونشست مرتبط با تغییرات منابع آب زیرزمینی در حوضه آبریز ابرقو&amp;ndash;سیرجان</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_239390.html</link>
      <description>فرونشست زمین یکی از جدی‌ترین جلوه‌های تخریب سرزمین به شمار می‌رود که عمدتاً ناشی از برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی و تغییرات کمی و کیفی مخازن آبی است. این پدیده غیرقابل بازگشت، مرحله‌ای نهایی از بیابان‌زایی محسوب می‌شود و می‌تواند کارکردهای اکولوژیکی و اقتصادی سرزمین را به‌شدت مختل سازد. در بسیاری از مدل‌ها و شاخص‌های ارزیابی بیابان‌زایی، تمرکز بر عوامل اقلیمی، خاکی و پوشش گیاهی بوده و فرونشست زمین کمتر به‌عنوان شاخصی مستقل در نظر گرفته شده است.رویکردهای نوین ارزیابی بیابان‌زایی تلاش کرده‌اند با ترکیب شاخص‌های کمی و کیفی آب زیرزمینی&amp;amp;mdash;مانند افت سطح آب، هدایت الکتریکی و نسبت جذب سدیم&amp;amp;mdash;با داده‌های فرونشست زمین، تصویری جامع‌تر از تخریب سرزمین ارائه دهند. در این چارچوب، مدل‌هایی مانند IMDPA و نسخه‌های توسعه‌یافته آن، با لحاظ کردن فرونشست به‌عنوان معیار کلیدی، امکان بازنگری در طبقه‌بندی شدت بیابان‌زایی و شناسایی دقیق‌تر مناطق بحرانی را فراهم می‌سازند.در این مطالعه، حوزه آبخیز ابرقو&amp;amp;ndash;سیرجان با استفاده از مدل IMDPA ارزیابی شد. ابتدا نقشه‌های شاخص‌های کمی و کیفی آب زیرزمینی و فرونشست زمین تهیه و بر اساس خطر بیابان‌زایی طبقه‌بندی شدند. سپس با تلفیق این نقشه‌ها از طریق میانگین منطقه‌ای، نقشه نهایی شدت بیابان‌زایی به دست آمد. نتایج نشان داد حدود 60 درصد منابع آب زیرزمینی منطقه دارای شوری شدید (EC بیش از 5000 میکروزیمنس) و میانگین افت سطح آب زیرزمینی 54 سانتی‌متر در سال است. فرونشست زمین در آبخوان‌های ابرقو، بوانات و سرچاهان بیشترین شدت را داشته و در محدوده متوسط تا خیلی شدید قرار دارد. نقشه نهایی نشان داد بیش از 90 درصد منطقه در طبقات شدت متوسط تا خیلی شدید بیابان‌زایی قرار دارد.این یافته‌ها اهمیت شاخص فرونشست زمین را به‌عنوان معیاری کلیدی در ارزیابی بیابان‌زایی تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که ادغام داده‌های هیدروژئولوژیکی و ژئومکانیکی می‌تواند در شناسایی مناطق بحرانی و تدوین سیاست‌های مدیریتی مؤثر نقش بسزایی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جستاری در ارتقای سلامتِ روانیِ جوانان مبتنی بر ارتقای منظر شهری (مطالعه موردی : پارک پردیسان تهران )</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_240733.html</link>
      <description>فضاهای سبز شهری به‌عنوان بخشی از زیرساخت‌های حیاتی، علاوه بر کارکردهای زیست‌محیطی، در ارتقای کیفیت زندگی و سلامت روان شهروندان نقش مؤثری دارند. در این میان، اکوپارک‌ها با تلفیق کارکردهای تفریحی، آموزشی و زیست‌محیطی، ظرفیتی مناسب برای تقویت تعاملات اجتماعی سالم و احساس تعلق به مکان فراهم می‌کنند. این پژوهش با تمرکز بر پارک پردیسان تهران، ظرفیت‌های منظر این فضای سبز را در بهبود سلامت روانی جوانان بررسی می‌کند. در پرتو چالش‌های معاصر شهر (رشد جمعیت، گسترش فناوری و پیامدهایی چون آلودگی و پسماند)، بازنگری در طراحی و بهره‌برداری از فضاهای سبز ضرورت دارد. روش پژوهش آمیخته (کمی&amp;amp;ndash;کیفی) است و جامعه‌ی آماری جوانان ۲۰ تا ۳۴ سالِ مراجعه‌کننده به پارک پردیسان را دربر می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد عواملی نظیر انعطاف‌پذیری فضاها، تنوع و پیچیدگی مطلوب، بازی‌وارسازی عناصر طبیعی، پیوند مؤثر با فضاهای باز، امکان بازی&amp;amp;ndash;مشارکت، کیفیت مبلمان و چیدمان، تنوع عناصر طبیعی، و کاربرد سنجیده‌ی رنگ و شگفتی، در ارتقای سلامت روانی جوانان اثرگذار است. بر این اساس، بهبود هدفمند مؤلفه‌های منظر شهری در پردیسان&amp;amp;mdash;با تأکید بر تنوع زیستی&amp;amp;ndash;ادراکی، انعطاف فضایی و مشوق‌های تعامل اجتماعی&amp;amp;mdash;می‌تواند به کاهش استرس شهری، ارتقای فرهنگ زیست‌محیطی و پشتیبانی از مسیر توسعه‌ی پایدار شهری بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیلی بر دیدگاه های نظری در آموزش محیط زیست از طریق کشاورزی شهری مشارکتی</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_240735.html</link>
      <description>کشاورزی شهری به عنوان یکی از استراتژی‌های پایدار در مدیریت منابع شهری و بهبود امنیت غذایی، نیازمند برنامه‌های آموزشی مؤثر در حوزه محیط‌زیست است. این تحقیق با مرور سیستماتیک و انتخاب مطالعات مرتبط، به ارزیابی تأثیر برنامه‌های آموزشی محیط‌زیستی بر جنبه‌های مختلف کشاورزی پرداخته است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش محیط‌زیست در کشاورزی شهری انجام شده و از دیدگاه فراتحلیل مقالات علمی به نگارش درآمده است. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی و تحلیل روندها، مضامین، و نتایج کلیدی حاصل از مقالات علمی مرتبط اثر بخشی آموزش محیط زیستی در کشاورزی شهری می‌باشد. مرور نظام‌مند مقالات بیانگر آن است که رویکردهای آموزشی تعاملی و بومی‌سازی‌شده، اثربخشی بیشتری در تغییر رفتار و پایداری نتایج نسبت به الگوهای صرفاً انتقال‌محور دارند. در مقابل، فقدان آموزش ساختاریافته می‌تواند به بروز پیامدهایی چون تخریب خاک، آلودگی منابع آب و کاهش کارایی اکولوژیک منجر شود. برآیند شواهد تأکید می‌کند که تلفیق نظام‌مند آموزش محیط‌زیستی با فرآیندهای کشاورزی شهری مشارکتی، نه‌تنها پیش‌شرط تحقق توسعه پایدار و تاب‌آوری اکولوژیک در مقیاس شهری است، بلکه به‌عنوان یک راهبرد کلیدی در مدیریت ریسک‌های زیست‌محیطی و تضمین منافع اجتماعی&amp;amp;ndash;اکولوژیک نیز عمل می‌کند. این امر مستلزم طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر مشارکت ذی‌نفعان، پیوستگی زمانی، ارزیابی مستمر و انطباق با شرایط بومی هر منطقه شهری است تا هم بهره‌برداری بهینه از منابع و هم حفاظت بلندمدت از محیط‌زیست تضمین شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پودر پوسته بادام به‌عنوان یک پسماند زیست‌توده بر خواص مکانیکی-فیزیکی بیوکامپوزیت‌های پلی‌استر</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_242384.html</link>
      <description>استفاده از ضایعات کشاورزی زیست توده به عنوان پرکننده تقویت کننده در کامپوزیت های پلیمری از اهمیت قابل توجهی در مدیریت پسماند و توسعه بیوکامپوزیت های پایدار و دوستدار محیط زیست برخوردار است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر پودر پوسته سخت بادام (ASP) بر خواص مکانیکی-فیزیکی بیوکامپوزیت های پلی استر غیر اشباع است. در این راستا، بیوکامپوزیت هایی حاوی مقادیر مختلف از پودر پوسته بادام با روش قالب گیری ریخته گری ساخته شدند و با آزمون های گوناگون مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج آزمون FTIR از برهمکنش مناسب میان پلیمر/پرکننده حکایت داشت. افزودن پودر پوسته بادام باعث افزایش هر دو مدول کششی و خمشی در بیوکامپوزیت ها شد. کاهش جزئی (8.29 درصدی) در استحکام کششی بیوکامپوزیت ها در مقایسه با پلیمر خالص مشاهده شد که مقداری قابل چشم پوشی به شمار می رود. نکته قابل توجه اینکه، بالاترین استحکام خمشی در بیوکامپوزیت UPE/ASP20 (حاوی 20% وزنی پودر پوسته بادام) به میزان MPa 1/59 بدست آمد. ریزساختار بیوکامپوزیت ها، توزیع پودر پوسته بادام درون ماتریس پلیمری و نیز سازوکارهای تقویت کنندگی مختلف با بکارگیری تصاویر SEM مورد بررسی قرار گرفتند. در مورد مقاومت ضربه ای، کاهش نسبتاً زیادی با افزودن پودر پوسته بادام اتفاق افتاد که به رفتار مکانیکی شکننده تر بیوکامپوزیت ها، ناشی از حضور ذرات صلب پودر پوسته بادام نسبت داده شد. اگرچه میزان جذب آب با افزودن پودر پوسته بادام بیشتر شد، اما بیوکامپوزیت های حاصل همچنان از عملکرد قابل قبولی در این زمینه برخوردار بودند. انتظار می رود یافته های مطالعه حاضر، بتواند برای توسعه بیوکامپوزیت های دوستدار محیط زیست بکار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آلودگی فلزات سنگین (آهن، روی، مس، کادمیم، سرب و جیوه) در رسوبات مخزن سد خرسان ۳ با استفاده از شاخص‌های ژئوشیمیایی</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_242385.html</link>
      <description>رسوبات مخازن سدها به‌عنوان یکی از اجزای کلیدی اکوسیستم‌های آبی، نقش مهمی در تجمع، انتقال و آزادسازی آلاینده‌ها ایفا می‌کنند و می‌توانند بازتاب‌دهنده تاریخچه و وضعیت فعلی آلودگی باشند. در میان آلاینده‌های معدنی، فلزات سنگین به دلیل پایداری شیمیایی، سمیت بالا و قابلیت تجمع زیستی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. هدف از این پژوهش، ارزیابی وضعیت آلودگی فلزات سنگین و تعیین منشأ طبیعی و انسان‌زاد آن‌ها در رسوبات مخزن سد در حال احداث خرسان ۳ با استفاده از شاخص‌های ژئوشیمیایی است. نمونه‌برداری از رسوبات سطحی طی فصول پاییز و زمستان ۱۴۰۲ و بهار و تابستان ۱۴۰۳ انجام شد. سپس، غلظت فلزات آهن (Fe)، روی (Zn)، مس (Cu)، کادمیم (Cd)، سرب (Pb) و جیوه (Hg) در دو بخش غلظت کل (بخش ناپایدار و پایدار) و غلظت منابع انسانی (بخش ناپایدار) اندازه‌گیری گردید. به‌منظور ارزیابی شدت و وضعیت آلودگی، شاخص تجمع ژئوشیمیایی مولر (Igeo)، فاکتور آلودگی (CF) و شاخص بارگذاری آلودگی (PLI) محاسبه شدند. نتایج نشان داد که فلزات آهن، روی و مس عمدتاً دارای منشأ زمین‌زاد بوده و مقادیر Igeo و CF آن‌ها در محدوده غیرآلوده قرار دارد. سرب نیز وضعیت غیرآلوده تا نسبتاً آلوده را نشان داد که بیانگر ترکیبی از منابع طبیعی و ورودی‌های محدود انسانی است. در مقابل، کادمیم به‌عنوان مهم‌ترین عنصر آلاینده شناسایی شد؛ به‌طوری‌که مقادیر Igeo آن در محدوده آلودگی متوسط تا به شدت آلوده و CF بالاتر از 1 در تمامی فصول مشاهده گردید که این موضوع احتمالاً نقش فعالیت‌های انسانی، به‌ویژه کشاورزی و مصرف کودهای فسفاته، را تأیید می‌کند. جیوه عمدتاً در بخش ناپایدار و با منشأ انسان‌زاد مشاهده شد. مقادیر PLI در تمامی فصول کمتر از 1 بود که نشان‌دهنده وضعیت کلی غیرآلوده رسوبات از نظر بارگذاری تجمعی فلزات سنگین مورد مطالعه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حذف مواد آلی طبیعی در تصفیه آب آشامیدنی از طریق فرایند انعقاد</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_242386.html</link>
      <description>ماده آلی طبیعی (NOM) از منابع طبیعی مانند مواد گیاخاکی و ترکیبات مصنوعی مانند شوینده ها، حلال ها، آفت کش ها و علف کش ها وارد آب می شوند. ترکیبات آلی به دلیل ویژگیهای خاص به روش های مختلف از قبیل تولید طعم و بوی نامطبوع، واکنش با ترکیبات کلردار و تشکیل فرآورده‌های جانبی گندزدایی (DBPs)، روی کیفیت آب آشامیدنی تاثیر می گذراند. اغلب این ترکیبات همانند تری‌هالومتان‌ها (THMs)، سرطان زا بوده و امکان حذف کامل آنها در فرایندهای تصفیه متداول آب ممکن نمی‌باشد. امروزه غلظت مواد آلی طبیعی در منابع آب‌های شیرین و نیز در پساب‌های فاضلاب خانگی در سراسر دنیا افزایش قابل‌توجهی داشته و یکی از چالش های اصلی در این حوزه به شمار می‌رود و نیاز به اقدامات عاجل و موثر در راستای توسعه فرآیندهای کارآمد تصفیه آب‌های آشامیدنی را توجیه می‌کند. در بررسی مروری حاضر، به مطالعات تحقیقاتی اخیر که با کاربرد انعقاد برای حذف مواد آلی طبیعی از منابع آب آشامیدنی سروکار دارند، پرداخته شده است. انعقاد یکی از پرکاربردترین فرآیندها برای تصفیه آب آشامیدنی به شمار رفته و در سالهای اخیر بهینه‌سازی فرآیند انعقاد در نتیجه برآورده‌سازی الزامات انعقاد پیشرفته به منظور حذف هر چه بیشتر مواد آلی طبیعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. علاوه بر این، استفاده از روش‌های تلفیقی و فرایندهای ترکیبی از انعقاد و سایر فرآیندهای تصفیه آب، از جمله اکسیداسیون، فیلتراسیون غشایی، فرآیند جذب و غیره برای این منظور ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Numerical Analysis of the Thermal Behaviour of Nanofluid Flows with in a Microchannel with Slip Flow</title>
      <link>https://www.jess.ir/article_195678.html</link>
      <description>It is one of the most difficult challenges for industry and engineers to increase heat transfer, which is one of the ultimate aims of increasing efficiency, lowering dimensions, and minimizing temperature variations. Numerous techniques have been developed over the past few years to increase heat transfer. In order to improve the thermal characteristics of the base fluid, nanoparticles can be introduced into the base fluid. An investigation of the experimental results has revealed that nanoparticles added to the base fluid greatly enhance the conduction heat transfer coefficient. Our research explores the forced heat transfer in a microchannel filled with iron oxide nanofluid in water-based fluids with varying volume fractions as well as pure water. It has been investigated how several factors, such as nanofluids with varied volume fractions and slip and non-slip flow, influence the outcome. This investigation was conducted through quantitative analysis. A model has been developed in Fluent software that demonstrates the influence of these factors, and simulations have been performed with varying fractions of nanoparticles and slip and non-slip boundary conditions. Results acquired are generally in agreement with previous numerical and experimental results. In this study, it has been shown that increasing the volume fraction of nano increases the Nusselt number, stimulating heat transfer. The volume fraction of nanoparticles contributes considerably to the increase in the conductivity of the nanofluid. At the entrance to the channel, the Nusselt number increases by 4% by volume within Reynolds number 50. The Nusselt number increases by 0.01 at the entrance to the channel by 60%, and by 30% in the developed area by 30% in comparison with pure water under the same conditions.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
